دانش های ادبی

دانش های ادبی

 

          علوم یا دانش های ادبی به دانش هایی گفته می شود که فهم و درک و آگاهی خواننده را نسبت به متون ادبی افزایش داده، موجبات لذّت آوری و روشن بینی در سطوح گوناگون را برای خواننده فراهم می سازد. آشنایی با دانش های ادبی، لذّت حاصل از مطالعة ادبیات را صد چندان می کند.

          این دانش ها عبارتند از: انواع ادبی، سبک شناسی، بلاغت، نقد ادبی و       عروض و قافیه.

 

1- انواع ادبی :

انواع ادبی، در ردیف نظام هایی از قبیل سبک شناسی و نقد ادبی یکی از اقسام جدید علوم ادبی است که موضوع اصلی آن طبقه بندی کردن آثار ادبی از نظر مادّه و صورت در گروه های محدود و مشخّص است.

اگربخواهیم به ادبیات هم ازدیدگاه علمی نگاه کنیم باید بتوانیم آثار ادبی را طبقه بندی کرده، انواع مشابه آثار ادبی را در طبقات مخصوصی قرار دهیم؛ زیرا مهمترین مختصّة علم این است که می تواند طبقه بندی کند. این مهم در ادبیات به وسیلة انواع ادبی صورت می‌گیرد. بدین ترتیب انواع ادبی یکی از شعبه های بسیار مهم ادبیات است که هدف اصلی آن طبقه بندی کردن بر حسب ساختمان آثار ادبی و مختصّات درونی و ساختاری آنها          می باشد.

 

 

 

سابقة انواع ادبی:

سابقة انواع ادبی (Literary Genres) مثل غالب علوم ادبی به آثار ارسطوی یونانی و هوراس رومی می رسد. در فن شعر آنان، حماسه و تراژدی دو نوع عمده اند؛ هرچند ارسطو از ادب غنایی (lyric) بحث نمی کند، ولی به طور کلّی می توان گفت انواع عمدة ادبی در نزد قدمای غرب عبارت بود از: 1- نوع حماسی( Epic ) 2- نوع غنایی(Lyric) 3- نوع نمایشی(Dramatic) که خود دو گونه است: الف- سوکنامه یا تراژدی((Tragedy           بشادی نامه یا کمدی(comedy )؛ البته انواع دیگری از قبیل طنز((Satire هم مطرح بود که به اهمیت انواع اصلی نامبرده نیست.

در دوران معــاصر، انواع جدیدی به انــواع ادبی سابق افــزوده شـد: داستـان بلند، داستان کوتاه، بیوگرافی، مقاله نویسی و از این قبیل؛ چنان که انواع و اقسام تراژدی یا حماسه یا غزل داریم که برخی در قدیم شناخته شده نبوده است. به هر حال هر نوع ادبی  می تواند فروعی داشته باشد: چنانکه مثلاً شهر آشوب از فروع هجو است.

 

انواع ادبی در ایران:

          انواع ادبی را در ایران می توان به صورت مرتّب و علمی این گونه معرفی کرد:

         1- غنایی(Lyric )، مقصود همان تغزّل است که جنبة غنایی دارد؛ رثا و شکوی و اعتذار هم از آنجا که مبیّن احساسات و عواطف گوینده هستند جنبة غنایی دارند.

              2 - حماسی(( Epic، مفاخره و مدح ماهیّت حماسی دارند.

        3 -هجایی(satiric )، طنز(Irony ) در این قسمت قرار می گیرد.

        4- رواییNarrative) )، وصف از فروع آن است.

        5- تعلیمیDidactic) )، حکمت و اخلاق (زهد) جنبة تعلیمی دارند.

 

انواع ادبی اصلی در قدیم:

الف -ادب حماسی

          حماسهکه در لغت به معنی دلاوری و شجاعت است،از قدیمی ترین و مهیّج ترین انواع ادبی است. حماسه شرح تاریخ قبل از دوران تاریخی است. حماسه از زمانی که ملّتی در راه حصول عظمت و تمدّن گام نهاده است سخن می گوید؛ در آن سخن از  جنگ هایی است که برای استقلال و بیرون راندن یا شکست دشمن یا کسب نام و        به دست آوردن ثروت و رفاه صورت گرفته است. حماسه مربوط به دورانی است که قبایل و تیره ها متّحد شده و تشکیل ملّت داده اند، از این رو حماسۀ هر ملّتی بیان کنندة آرمان های آن ملّت است و مجاهدت آن ملّت را در راه سربلندی و استقلال برای     نسل های بعدی روایت می کند.

          حماسه خاطره هایی دور از دوره های نخستین است که به صورت قصص و افسانه های شفاهی سینه به سینه نقل می شد(folk Epic) تا وقتی که به ضرورت مکتوب شده است؛ مثلاً تا عصر فردوسی داستان رستم و سهراب مدوّن و مکتوب شده نبود و فردوسی به سبب ضرورتی که در جامعه از برای تدوین تاریخ ملّی ایران احساس می شد آن را با شنیدن از موبدان و دهقانان به رشتة نظم کشید.

 

حماسه بر حسب قدمت:

          1- حماسه های سنّتی: ایلیاد، اودیسه، مهاباراتا، رامایانا و شاهنامة فردوسی

          2- حماسه های ثانوی: انه اید ویرژیل و بهشت گمشدة جان میلتون

           3-حماسه های متأخر: رستم و سهرابی که ماتیوآرنولد شاعر انگلیسی یا حسین کاظم زاده  بر مبنای شاهنامه نوشتند.

 

حماسه بر حسب موضوع:                                                                                                          

   1-حماسة اساطیری: مثل گیل گمش و بخش اوّل شاهنامۀ فردوسی تا داستان فریدون و قسمت هایی از ایلیاد و ادیسه

         2 -حماسۀ پهلوانی: مثل زندگی رستم در شاهنامه و ظفرنامه حمدالله مستوفی

          3-حماسۀ دینی یا مذهبی: مثل کمدی الهی دانته و خاوران نامة ابن حسام، خداوند نامۀ صبای کاشانی

         4-حماسۀ عرفانی: مثل  منطق الطّیر عطّار و حماسۀ حلّاج در تذکره الاولیاء

 

مختصات حماسه:

          در هر اثر حماسی برخی از مختصّات زیر دیده می شود:

1-     آثار حماسی متضمّن جنگاوری، بهادری و شهسواری هاست.

2-     در حماسه، حیوانات نقش بزرگی دارند و نمی توان آنها را جانور معمولی به          شمار آورد.

3-     قهرمان حماسه جانور مهیبی یا  هیولایی را می کشد.

4-     در حماسه گیاهان عجیبی که خواص جادویی دارند دیده می شود.

5-     قهرمان حماسه موجودی مافوق طبیعی است و گاهی از خدازادگان است و به هر حال مایه های الهی و فوق انسانی دارد.

6-     ایزد بانویی یا زنی، عاشق قهرمان حماسه می شود.

7-     قهرمان حماسه ، قهرمان قومی، ملّی ونژادی است.

8-     اعمال قهرمان حماسه، خارق العاده و غیر طبیعی است و با منطق متعارف قابل سنجش نیست.

9-     قهرمان حماسه در هر بخش از زندگی خود با ضدّ قهرمان مواجه است.

10- 

/ 1 نظر / 53 بازدید

بی سواد حماسه{به فتح حا}یعنی جنگ خروس