نشانه گذاری

نشانه گذاری

 

          نشانه های سجاوندی در نوشتار، با نشان دادن ارتباط معنایی و دستوری واژه ها، عبارات و جمله ها کار خواندن و درک متن را آسان می کند و نارسایی های ناشی از نبود عناصر خطی برای لحن و آهنگ و تکیه کلام را تا حدودی برطرف می سازد. این نشانه ها در زبان فارسی سابقۀ استعمال چندانی ندارد و به پیروی از نوشته های غربی بویژه پس از انقلاب مشروطیّت در زبان فارسی رایج شده است.

          اینک کاربرد هریک از این نشانه ها در ذیل می آید:

   

1ـ نقطه (.)

     ــ نشانة وقف کامل است و در پایان جمله می آید جز در پایان جمله های عاطفی و پرسشی.

     ــ پس از نشانة اختصار:  سال 329 ق.م. (قبل از میلاد مسیح)  ـ  ه. ا. سایه (هوشنگ ابتهاج).

    ــ بعد از شمارة ردیف یا حروف ابجد به حساب جمّل:   1. 2. 3. یا الف. ب. ج.

   

2ـ ویرگول (،)

     ــ نشانة درنگ کوتاه است و میان بندهای جملة بلند می آید:   وقتی به خانه برگشتم، او را ندیدم.   ـ    هرکه آن کند که نباید، آن بیند که نشاید.

     ــ به جای واو عطف میان واژه های همپایه:  فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ بزرگترین سخنوران ایران هستند.

     ــ بین بخش های مختلف یک نشانی یا مرجع و مأخذ یک نوشته:   سعدی، بوستان، تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، تهران، 1363.

     ــ میان اسم، لقب و بدل:   شیخ الرئیس، ابن سینا، فیلسوف ایرانی، در پزشکی شهرۀ عالم است.

     ــ در آغاز و پایان جمله دعایی و جمله معترضه:   مولانا ،رحمه الله علیه، در سال 672 ه.ق. درگذشت.

 

3ـ نقطه ویرگول (؛)

     ــ میان دو جملة مستقلّ که پیوند معنایی دارند:   احمق را ستایش خوش آید؛ چون لاشه که در کعبش دمی، فربه نماید.

4ـ دو نقطه (:)

     ــ در آغاز نقل قول:   حضرت علی (ع) می فرماید: «قناعت گنجی است که هرگز پایان   نمی پذیرد.»

     ــ برای شرح و توضیح یک مطلب کلّی:  دکتر شفیعی کدکنی در حوزه ادبیات از چند جهت چهره ای شاخص است: شاعری، تحقیق، نقد و عرفان.

     ــ برای آوردن معنی واژه ها:   فروغ: روشنایی   ـ    یغما: غارت

 

5ـ سه نقطه (...)

     ــ برای نشان دادن بخش حذف شدة سخن. 

     ــ برای اختصار در کلام ادامه دار:   یک منتقد ادبی باید با دانش های روان شناسی، تاریخ، فلسفه و منطق و ... آشنایی داشته باشد.

     ــ برای محرمانه نگاه داشتن نام اشخاص:   آقای ... بنده را مأمور به این کار کردند.

     ــ افتادگی از دست نویس ها و دشواری در خواندن نسخه های قدیمی به هنگام تصحیح متون.

     ــ برای کلام ناتمام به دلایل گوناگون:    شما ... شما زبانم لال...

 

6ـ گیومه (« »)

     ــ برای نقل سخن از گفته یا نوشتة دیگران:  حضرت مولانا می فرماید:                         «آب کم جوی تشنگی آور به دست          تا بجوشد آبت از بالا و پست»

     ــ برای مشخّص و ممتاز کردن عنوان کتاب، مقاله، نشریه و نام اشخاص، مکان ها، اصطلاحات و واژه های خاصّ :   «اونوره دو بالزاک» از بزرگترین نویسندگان جهان است.

 

       7ـ خط فاصله (ــ)

     ــ برای نقل گفت و گوی اشخاص داستان و نمایشنامه در آغاز سطر می آید.

     ــ به معنی «تا» و «به» برای بیان فاصلة زمانی و مکانی:     فاصلة  تهران ــ آمل    200   کیلومتر است.   ـ    قطار تهران ــ  مشهد رسید.

     ــ برای آوردن جملة معترضه در کلام:   سخن سعدی ــ شیخ اجلّ ــ در گلستان بسیار شیرین و دلنشین است.

     ــ میان عبارت ها و ترکیب های شبه مرکّب:   فرهنگ فارسی ــ انگلیسی یا نشریة   علمی ــ فرهنگی.

     ــ بعد از شمارة ردیف در اعداد یا حروف:   1ــ   2ــ   3ــ    یا   الف ــ   ب ــ   ج ــ

     ــ در پایان سطر هنگامی که بخشی از کلمه یا ترکیب به اوّل سطر بعد برده شود.

 

8 ـ نشانة پرسش یا علامت سؤال (؟)

     ــ در پایان جمله های پرسشی:   آیا به مسافرت می روی؟  ـ   کتاب را خوانده ای؟

     ــ برای نشان دادن تردید و ابهام دربارة یک مطلب:   طبق آمار، جمعیّت تهران          20 میلیون نفر (؟) است.

     ــ برای بیان استهزا و تمسخّر: سربازان دشمن در نهایت شجاعت (؟) میدان نبرد را ترک گفتند.

 

9ـ نشانة عاطفی یا علامت تعجّب (!)

     ــ در پایان جمله های عاطفی (بیانگر تعجّب، آرزو، افسوس، حسرت، تحسین، نفرین، تأکید و...)    چه روزهای شیرینی!

     ــ برای بیان حیرت و شگفتی:   در آزمون پایان ترم، دو نفر (!) موفّق به کسب نمره قبولی شدند.

     ــ پس از اصوات:    آه!  من حرام  شده ام.

     ــ به نشانة خطاب (منادا):    خدایا! تو تنها امّید محرومانی.

 

10ـ کمانک یا پرانتز ( )

     ــ برای دادن اطّلاعات بیشتر به خواننده:  

/ 1 نظر / 81 بازدید
غزال

از مطلب خوبتان سپاس گزارم. البته سوالی هم دارم، مثلاً آیا بعد از عباراتی مانند «با این وجود» یا «اما» نیاز به کاما است؟ تشکر