بلاغت

- بلاغت

          در تعریف بلاغت گفته اند: «مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام»؛ یعنی استفاده از سخن و کلام در زمان و مکان مناسب که بیشترین تأثیر را بر مخاطب بگذارد. میزان تأثیر گذاری و رسایی کلام، میزان بلاغت آن را می رساند؛ یعنی هرچه کلام بلیغ تر باشد مؤثرتر خواهد بود. بلاغت «دانشی است که راه های شیوا سخنی و تأثیرگذاری بر مخاطب را بررسی می کند.»

          هرگاه سخن دارای سه ویژگی فصاحت، بلاغت و زیبایی باشد در نهایت اقتدار و رسایی خواهد بود. فصاحت به معنی روشنی، درستی و بی عیب و نقص بودن کلمه و کلام است و بلاغت هم همانطور که گفته شد مطابقت سخن با موقعیّت و شرایط        می باشد.

          سرآغاز علم بلاغت و بررسی مسائل بلاغی در متون ادبی، کلام خداوند در قرآن است. بحث و تحقیق در مورد دلایل اعجاز قرآن و بلاغت آن، مایة توجّه به آثار شاعران عرب و بررسی مسائل بلاغی در متون شده است. بتدریج با روشن تر شدن مرزهای مسائل علم بلاغت، آن را به سه شاخه تقسیم کرده اند:

       الف ـ بیان     ب ـ بدیع     ج ـ معانی

 

الف ـ علم بیان:

          بیان به «طرق مختلف ادای معنی واحد» گفته می شود؛ یعنی شیوه هایی که     می توان از آنها برای ارائه یک مطلب و مقصود بهره گرفت. علم بیان علمی است که شیوه های گوناگون ارائه یک موضوع را بررسی می کند. هر شاعر یا نویسنده برای رساندن مقصود خود، با کمک نیروی تخیّل، شکل های متفاوتی از بیان را ممکن است به کارببرد که در مجموع به همة آنها «صور خیال» گفته می شود. شیوه ها یا ابزار بیانی معمول عبارتند از: تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز. مثلاً حافظ برای بیان مفهوم «گریستن» از شیوه های گوناگونی استفاده کرده، چنانکه تکرار و ملالی در آنها دیده نمی شود:

    پاک کن چهرة حافظ به سرزلف زاشک           ورنه این ســیل دمادم ببــرد بنیادم

در این بیت، با استفاده از تشبیه، اشک به سیل مانند شده است.

    بیا  که لعل و گهر در نثــار مقدم  تو            زکنج خانة دل می کشم به روزن چشم

در این بیت، لعل و گهر استعاره از اشک می باشد.

    از دیده خون دل همه بر روی ما رود            برروی ما ز دیده چه گویم چه ها رود

در این بیت، خون دل استعاره از اشک است.

           همانطور که ملاحظه شد مفهوم همه این ابیات گریه کردن و اشک ریختن        می باشد، امّا به شیوه ها و روشی متفاوت، عنوان شده است.

          عناصر بیانی به شعر و نوشتة ادبی، تنوّع و زیبایی و اقتدار می بخشد.

 

ب ـ علم بدیع:

          بدیع به معنی تازه و نوظهور است و در اصطلاح ادبی، فنّ بدیع از آرایش های لفظی و معنوی کلام بحث می کند. آرایه های بدیعی می تواند عامل زیبایی و مؤثرترشدن سخن شود. این آرایه ها بیشتر مبتنی بر نوعی توازن موسیقیایی و تناسب میان آواها، الفاظ و معانی است.

          علم شناخت و کشف زیبایی های حاصل از توازن ها و تناسبات موجود در کلام را علم بدیع گویند.

          صنایع و آرایه های فنّ بدیع  به دو دسته تقسیم می شوند:

          1ـ آرایه های لفظی: آن دسته از آرایه ها که به زیبایی و آرایش کلام از نظر کلمات می پردازد؛ یا به عبارتی دیگر، هماهنگی و تناسب صداهای موجود در کلمات، نوعی موسیقی به وجود می آورد که باعث زیبایی و قوّت تأثیر آن می شود. برخی از آرایه های لفظی عبارتند از: سجع، جناس، واج آرایی، تکرار و ترصیع. مثلاً واج آرایی حرف خ در این بیت:

    خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد          که تا ز خال تو خاکم شود عبیر آمیز

          2ـ آرایه های معنوی: آرایه هایی است که برای آرایش معنی کلام به کار        می رود، یعنی از طریق تداعی هایی که در ذهن خواننده ایجاد می کند به عمق و لطف سخن می افزاید؛ آرایه هایی مانند: ایهام، اغراق، تلمیح، مراعات نظیر، تضاد، تناقض،   لفّ و نشر و ...

مثلاً ایهام در این بیت:  

    درعیش نقد کوش که چون آبخورنماند           آدم  بهشـت  روضــة  دارالسّــلام را

کلمة بهشت خواننده را به وهم می اندازد: یک معنی آن «رها کرد از مصدر هشتن» است و معنی دیگر آن همان بهشتی است که حضرت آدم از آنجا رانده شد.

          آرایه های بدیعی به متن ادبی، زیبایی و دلنشینی و گوشنوازی می بخشد.

 

ج ـ علم معانی:

          به دانشی که معانی ثانویة جملات و تغییرات معنایی کلام را بررسی می کند علم معانی (معناشناسی) گفته می شود. در علم معانی، ساختمان جمله از نظر جا به جایی اجزای آن و تغییراتی که بر اثر این جابجایی در زیبایی و تأثیر کلام حاصل می شود مورد توجّه قرار می گیرد. طرز به کار بردن صفت ها و ادات تأکید، توجّه به خلاصه یا مفصّل بودن کلام، متناسب با درک شنونده یا خواننده و موقعیّت او از مباحث علم معانی است. از موضوعات دیگر این علم، بررسی تعقید (گره خوردگی و پیچیدگی) سخن، حصر و قصر و حذف، ایجاز و اطناب و شرایط آنهاست. علم معانی ما را با امکانات پنهان و گستردة زبان آشنا می سازد.

          بطور مثال شما وارد کلاس شلوغی می شوید ناگهان یکی از دوستان شما      می گوید: «بچّه ها چه کلاس خلوتی!» منظور دوست شما این نیست که کلاس خیلی خلوت است بلکه شلوغی کلاس موردنظر است. این معنای ثانویة کلام و تغییرات معنایی آن در علم معانی بررسی می شود.

/ 0 نظر / 13 بازدید